داود بن محمود القيصري
104
رسائل قيصرى ( حواشى آقا محمد رضا قمشه اى ) ( فارسى )
ما سوى اللّه نفى نمودهاند و از ممكن الوجود ، عين ثابت و ماهيت من حيث هي هي فهميدهاند ، غافل از آنكه ماهيت هرگز در عين ظاهر نمىشود و در مقام تعقل يك نحو ظهورى كه آن نيز يك نحو وجودي است براي ماهيت متصورست آن هم بحمل أولى و مقايسه مفهوم وجود با مفهوم از ماهيت . ماهيت من حيث هي هي فقط در مقام تعقل و تعمّل شديد ذهن معروض وجود است ، در حالتي همان ماهيت بوجود ظاهر است و احول آن را امرى ماوراء وجود متقرر در قوهء ادراكى مىپندارد . لذا محققان از مشايخ عرفان گويند « للماهيات وجودات خاصة علمية » البته بحمل شايع و باعتبار وجود واقعي و تحقق خارجي ، ماهيات وجودات خاصهاند . از آنجا كه مقام غيب وجود ، مبرّا از كليهء كثرات أسمائي و صفاتى است هرگز داراى ماهيت و حدّ وجودي نمىباشد و از تجلى و تنزل كه همان ايجاد و خلاقيت و فاعليت حق تعالى است ، ماهيات منبعث مىشوند كه در حق آن گفتهاند « موجودة في العلم و معدومة في العين » . چون قطع نظر از حقيقت وجود و تجليات آن ، ماهيات بالعرض نيز متحقق نمىشوند عليت و تجلى و اشراق در سنخ وجود متصور است و با قطع نظر از وجود ، ماهيتى متصور نمىباشد و ماهيت در وجودات ظاهر مىشود ، چه آنكه وجود منبسط با آنكه از مقام غيب ذات تنزل دارد ، از ماهيت معرّاست و نفس وجودات خاصه نيز كه از آنها به اثر تعبير كردهاند ، بالذات نه جوهرست و نه عرض و بالعرض با جوهر ،